بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘تغییرات فرهنگی’

چگونه تغییر را فرهنگی کنیم؟

در مطلب تغییر باید فرهنگی باشد نه ابزاری در مورد اینکه تغییرات را باید فرهنگی کنیم، تا ماندگار باشند صحبت کردم. امروز قصد دارم در مورد اینکه چگونه می توان تغییرات را فرهنگی کرد صحبت کنم. البته روشهایی که در اینجا ذکر می شود، روشهایی است که به ذهن من رسیده و در موردش تجربه دارم. ممکن است شما روشهای دیگری را پیشنهاد کنید و حتی با توجه به نوع تغییراتی که شما درگیر آن هستید، ممکن است روشهای پیشنهادی من برای شما مفید نباشد ;)

تغییر باید مورد نیاز باشد: شاید شما هم با افراد یا سازمانهایی برخورد داشته اید که ناخواسته به این شعار پایبند هستند. ” من تغییر می دهم، پس من هستم”. تغییر خوب، خوب است اما باید توجه داشت که تغییر باید مورد نیاز باشد. قبل از پیاده سازی تغییر، باید دلیل و توجیه آن برای تمام ذینفعان آن شفاف و مشخص شود. به این نکته توجه داشته باشید که هر چند همه موافقیم که سازمانها باید آینده نگر باشند، اما اگر همه چیز در سازمان شما آرام است، دلیلی ندارد قسمت عمده از سازمان خود را درگیر تغییری کنید که قرار است ۱۰ سال بعد جواب بدهد. خودتان بهتر می دانید که افراد نسبت به این اهداف بسیار طولانی مدت توجیه نخواهند شد و آن را مفید نمی دانند. برای اینگونه تغییرات بهتر است افراد کمی که می توانند با هدف گذاری بلند مدت کنار بیایند را درگیر نمایید

تغییر مناسب را انتخاب کنید نه تغییر علمی و با کلاس را: زمانی که به نتیجه رسیدید که سازمان شما به تغییر نیاز دارد به این توجه داشته باشید که مهم این است که با تغییر به اهداف خود برسید نه اینکه تغییری را اعمال می کنید که با شرایط علمی و منطقی سازگار باشد. نباید با این توجیه که تغییر و روش تغییر باید حتما با اصول فلان تئوری یا منطق فلان ابراز سازگار باشد روش کار خود را انتخاب کنید. نه! اگر منطق ابراز و فلان تئوری با شرایط کاری و فرهنگی سازمان شما مناسب نیست، بهتر است با احترام آنها را به سطل زباله بریزید.

مثلا افرض کنید که می خواهید روی خلاقیت و نوآوری در سازمان خود کار کنید. بر اساس گروهی از تئوری های این مقوله باید به تمام افراد سازمان خود اجازه اظهار نظر بدهید. اما در حال حاضر به دلیل حجم و نوع کار در سازمان شما گروهی از افراد ناراضی هستند. خوب با راه اندازی این قسمت از فرایند خلاقیت و نوآوری محیطی را فراهم کردید که نارضایتی ها به بحث گذاشته شده و آشکار شوند. شاید بهتر است یا ابتدا نارضایتی ها را کاهش دهید یا از خلاقیت و نوع آوری در سطح کل شرکت بگذرید و آن را محدود کنید.

تغییر باید گام به گام باشد: “ما می خواهیم در سازمان فرایند  تحلیل را با استاندارد  ®BABOK پیاده کنیم. همه تحلیلگران باید از هفته آینده بر اساس این استاندارد کار کنند.” حالا تا دیروز هیچ کس از اینکه ®BABOK هم وجود دارد خبر نداشت. تا دیروز کسی از وجود تکنیکهای متعدد جمع آوری اطلاعات و نقاط ضعف و قوت هر یک از آنها مطلع نبود. تا دیروز هر زمان که باید تحلیلی صورت می گرفت، بدون توجه به اینکه تحلیل  باید برنامه ریزی شود، مستند سازی شود، ممیزی شود و … تحلیل صورت می گرفت. خب چگونه باید از هفته بعد این استاندارد را در سازمان پیاده سازی کرد؟ من که فکر می کنم عمر این استاندارد بسیار خوب در این سازمان یک ماه است و در طول این یک ماه، همان کیفیت تحلیلی که از قبل وجود داشت، از بین خواهد رفت.

بهتر است در گام اول تا شش ماه فقط روی مستند سازی کار کرد، در این مدت افراد را با تکنیکها جمع آوری اطلاعات آشنا کرد، در شش ماه دوم روی برنامه ریزی تحلیل و استراتژی های جمع آوری اطلاعات کار کرد و … به نظر من این روش تضمین شده تر است؟

خب نظر شما در مورد این روشها چیست؟ روشهای پیشنهادی شما برای فرهنگی کردن تغییرات کدام است؟


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

بزودی از طریق این بلاگ الگوی مستندات مختلف مدیریت پروژه، همراه با راهنما و نمونه های تکمیل شده ارائه می گردد. اخبار تکمیلی بزودی به اطلاع می رسد.

  • Share/Bookmark

تغییر باید فرهنگی باشد نه ابزاری

۱۱ اسفند ۱۳۸۹ مهدی عرب عامری ۲ دیدگاه

در ایجاد تغییرات در سازمان می توان دو رویکرد داشت. یکی می تواند به عنوان یک مسکن عمل کند و مشکلات شما را برای مدتی برطرف کند، اما ماندگاری این تغییرات تضمین شده نیست . این گونه رویکرد را من رویکرد ابزاری می نامم. افرادی که این رویکرد را دارند، ابزار را محور تغییرات می دانند. به زبان ساده تر وقتی تصمیم می گیرند در سازمان مدیریت پروژه راه اندازی کنند، مایکروسافت پراجکت سرور آن هم آخرین نسخه را راه اندازی می کنند، وقتی می خواهند مشتری یا سرویس محور شوند، مایکروسافت داینامیک CRM راه اندازی می کنند. زمانی که بخواهند بهبود فرایند در سازمان داشته باشند، SharePoint  را راه اندازی می کنند و…. رویکر دیگر فرهنگی است و سعی می شود که در سازمان فرهنگ تغییر ایجاد شود که اگر خدای نکرده، زبانم لال بلایی بر سر ابزار آمد، سازمان از اهداف خود جا نماند.  البته شکی نیست که ابزار مناسب برای حرکت به سمت اهدافی چون پروژه محوری، مشتری و سرویس محوری و بهبود فرایند بسیار مهم است اما نه به اندازه خود این مفهوم ها.

اجازه بدهید تجربه ای که در این مورد داشتم، را با شما مرور کنم.


زمانی که قصد کردیم که شرکت را به سمتی سوق دهیم که فرایند مدیریت پروژه در آن شکل بگیرد، یک هدف کوتاه مدت برای شرکت ترسیم کردیم و از مایکروسافت پراجکت سرور ۲۰۰۷ به عنوان ابزار استفاده کردیم. هدف کوتاه مدت ما این بود که قادر باشیم در طول هفته از وضعیت پروژه های زیادی که در شرکت در حال اجرا بود گزارشی کافی و مناسب داشته باشیم تا تصمیم گیری های شرکت دقیقتر شوند. در طول اجرای دستیابی به این هدف همه تلاشمون بر این بود که پرسنل شرکت اهمیتی که به ابزار و قابلیت ها و ضعف های آن می دهند بیش از فرایند تهیه گزارش ها نباشد. حتی در جلسات با مدیران پروژه بارها تاکید کردیم که هدف جمع آوری اطلاعات پروژه ها و متمرکز کردن آنها در جایی برای بوجود آوردن امکان دستیابی به آنها توسط مدیران شرکت، کنترل پروژه ها و تصمیم گیری دقیقتر است و نه راه اندازی نرم افزار پراجکت سرور ۲۰۰۷٫

حقیقت اینکه نمی دانستیم چقدر موفق بودیم، فقط امیدوار بودیم! به هر حال زمانی رسید که تصمیم گرفتیم برای دلایلی از پراجکت سرور ۲۰۱۰ استفاده کنیم. همینکه این بروزرسانی انجام شد ما به دلایل فنی که بماند، دچار مشکل شدیم. برای مدتی نتوانستیم از ابزار استفاده کنیم. فکر می کردم که به ده ها دلیل در این مدت گزارشی از وضعیت پروژه ها نخواهیم داشت. جمع آوری اطلاعات تعداد زیادی پروژه از تعداد زیادی پرسنل آن هم بدون اینکه در کیفیت و زمان ارائه گزارش ها خللی بوجود بیاید، بسیار سخت می نمود.

اما ظاهرا اتفاق بسیار خوبی رخ داده بود. چیزی که در بین مدیران پروژه نهادینه شده بود، یک فرهنگ بود. فرهنگ مدیریت پروژه، در حد توان و تجربه همکاران و در حد اهداف پیش بینی شده. فایل‌های پروژه از طریق ایمیل برای مدیران پروژه ارسال می‌شد. مدیران پروژه با ایمیل، تلفن، جلسه و … اطلاعات پروژه را از همکاران فعال در پروژه‌های خود دریافت و در فایل وارد می‌کردند. این فایل به دست مسئول تهیه گزارش ها می‌رسید و ایشان گزارش‌های مذکور را تهیه می‌کردند. درست است که در مقایسه با روند کار در پراجکت سرور این روش بدوی بود اما نتیجه کار همان نتیجه روش قبل بود.

خلاصه! انگار ما موفق شده بودیم که فرهنگ را تغییر دهیم نه ابزار را!


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

بزودی از طریق این بلاگ الگوی مستندات مختلف مدیریت پروژه، همراه با راهنما و نمونه های تکمیل شده ارائه می گردد. اخبار تکمیلی بزودی به اطلاع می رسد.

  • Share/Bookmark