دلایل شکست پروژه‌ها بسیار متنوع هستند. به قول دوستی به اندازه تمام پروژه‌ها، دلیل برای شکست پروژه‌ها وجود دارد. در این مطلب ۳ دلیل که عمومیت قابل توجهی دارند را با هم مرور می‌کنیم. امیدوارم که شما هیچ وقت این موارد را تجربه نکنید 🙂

  1. انتظارت غیر همسو: در بعضی از پروژه ذینفعان کلیدی و تصمیم‌گیر زیادی وجود دارند. مخصوصا زمانی که حامی پروژه یک سازمان بزرگ باشد که هر کدام از مدیران سازمان مورد نظر برای خودشان صاحب‌نظر است. بزرگترین اشتباه می‌تواند این باشد که شما به دنبال اصلح‌ترین و با نفوذترین ذینفع باشید و بخواهید تنها نظر ایشان را برآورده نمایید. در ظاهر شاید کم هزینه‌ترین راه‌حل ممکن باشد اما تجربه نشان داده است که دیگر ذینفعان هم آنقدر قدرت دارند که پروژه و اهداف محقق شده‌ی آن را نپذیرند و گاهی هم مدیر ذیصلاح شما همکارنش را به موفقیت پروژه و شما ترجیح می‌دهد. یکی از مهمترین مسئولیت‌های مدیر پروژه یا تیم مدیریت پروژه در ابتدای پروژه‌ها شناسایی انتظارات غیر‌همسو و سپس رفع این این مشکل می‌باشد. استخراج انتظارات ذینفعان اصلی، مشخص نمودن تناقضات و تشکیل جلساتی برای بحث و گفتگو در این رابطه به منظور تشریح و شفاف نمودن اهداف اصلی پروژه شاید ساده‌ترین و کارآمد‌ترین روش حل این مشکل باشد.
  2. شروع یک پروژه پیش از اخد تاییده پروژه و خط مبنا‌ها: یک اتفاق رایج در سازمانها این است که به سرعت پس از خطور یک ایده به ذهن یکی از مدیران سازمان اجرای پروژه‌ای آغاز می‌گردد، بدون اینکه اهداف، منابع، هزینه‌ها و مایلستون‌های پروژه به تایید افرادی که باید برسد. معمولا دلایلی مانند از دست ندادن فرصت و بازار، فراموش نشدن ایده باعث این اتفاق می‌شود. اما مشکل زمانی به وجود می‌آید که حتی اگر به اهداف پروژه رسیده باشید، شما زمان و هزینه‌ای را صرف کرده‌اید که میزان آن از نظر سازمان قابل توجیه نیست. یعنی پروژه از نظر سازمان سودآور نبوده است. در صورتی که اگر ابتدای پروژه کمی زمان برای تهیه و تایید خطوط مبنای پروژه صرف می‌شد یا مدیران سازمان توجیه می‌شدند که هزینه‌های پروژه بیش از تصور آنهاست یا اینکه پروژه شروع نمی‌شد که شکست بخورد.
  3. نیروهای کم تجربه و آموزش ندیده: شاید اگر قرار باشد برای موفقیت پروژه یک عامل را در اختیار داشته باشید آن عامل باید نیروهای با تجربه و با مهارت باشد. با توجیه کاهش هزینه‌ها استفاده از نیروی‌های تازه کار و بی‌تجربه، بدون صرف هزینه برای آموزش آنها، به راحتی هر چه تمام‌تر باعث شکست پروژه می‌شود. این به آن معنا نیست که نیروهای تازه‌کار را نباید در هیچ پروژه‌ای استفاده کرد، بلکه باید پیش از هر چیز برای آموزش و کسب مهارت ایشان هزینه نمود. اگر این هزینه صورت نگیرد، مجبورید چندین برابر این هزینه را برای دوباره‌کای در پروژه صرف نمایید.

با یقین می‌توان گفت که دلایل عمومی دیگری نیز در شکست پروژه‌ها موثر خواهد بود. شاید ادامه این ماجرا را در مطالب بعدی ادامه دهیم 🙂

4 دیدگاه در ۳ دلیل ابتدایی شکشت پروژه
  1. جالب نبود
    تنها همسو با افکار خودتون نوشتید
    و برای دیگران صادق نخواهد بود

  2. @مهدی عرب عامری
    چه پاسخ جالبی دادین، مطلبتونو فقط تیترشو خوندم اما از پاسختون یه چیز مهم یادگرفتم
    بزرگوارید!

  3. @شهاب
    تمنا میکنم 🙂


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *