بایگانی

بایگانی دسامبر

خاطره‌هایی برای شادگویی شبانه یلدا

امیر مهرانی دوست خوبم از من دعوت کرده که در برنامه خاطره‌هایی برای شادگویی شبانه یلدا شرکت کنم. به من به خودم اجازه نمی دم که اطاعت امر نکم اما دوستانی که من رو از قدیم تر می شناسند می دونند که من تو این مناسبتها چیزهای دیگری می بینم که با این دستور امیر خان کمی در تضاد است. اما امر، امر امیر مهرانی و ما باید بگیم چشم! آن موارد رو هم در بلاگ مترسک باد می آید خواهم نوشت

    1. شرکت یک پروژه ملی رو تو یک مناقصه برنده شده بود و من هم با تهدید به استعفاء شرکت رو مجبور کردم من رو هم در تیم این پروژه قرار بدهد. من شدم مسئول شبکه ساختمان پروژه. پس از مدتی من احساس کردم تیمی که خدمات سیستمهای مدیریت پروژه شامل SharePoint و MS Project Server را ارائه می دهد کمی در پشتیبانی قصور می کند. زیر آب آنها را زدم و با اینکه تا آن روز با این سیستمها آشنا نبودم، مسئول این سیستمها شدم. بعد از مدتی دیدم که مدیر مالی پروژه داره کم کاری می کند پیشنهاد دادم که کارش رو به من بسپارند، که سپردند. سپس احساس کردم که کارشناس کنترل پروژه کارایی لازم رو ندارد بهش پیشنهاد دادم که تا قبل از اینکه زیر آبش رو بزنم تقاضای تغییر سمت کند. ایشان شد تحلیلگر و من کارش رو دست گرفتم. حالا پام باز شده بود تو تیم مدیریت پروژه اما هنوز راضی نبودم. هر روز گیر می دادم که در جلساتی که تیم تحلیل با کارفرما برگزار می کنند وقت هدر می دهیم، مدیر پروژه اختیاراتم رو زیاد کرد و کا اجرای بیشتری بهم داد. اما پس از مدتی تصمیم گرفتم که بشم معاون مدیر پروژه و نفر دوم یک پروژه ملی. مشکلی وجود داشت معاون فعلی، مدیر عامل شرکت هم بود. اما من سه ماه از شروع پروژه نگذشته بود که از مسئول شبکه رسیدم به سمت مدیر اجرایی پروژه(معاون مدیر پروژه).
    2. در دوران دانشگاه من دانشجوی درس خونی نبودم. در دو ترم پیاپی دو درس متفاوت با یک استاد(که خدا رحمتش کند) داشتم. و هر دو امتحان رو برگه سفید دادم. هر دو بار هم موقع تصحیح برگه خالی استاد فرستاده بود دنبالم و من پیچوندم و نرفتم و ایشان هم مرام گذاشت به من هر دو بار ۱۰ داد. ترم بعد هم با این بزرگوار درس داشتم . دیدم درسش راحت است و  خوندم تا با این درس معدلم رو از مشروطی دور کنم. اگر مشروط می شدم از دانشگاه اخراج می شدم. قبلا هم اخراج شده بودم و با کلی دردسر مجوز تحصیل مشروط رو گرفته بودم. خلاصه من این درس رو خوندم و در حد نمره ۲۰ امتحان دادم. باز هم استاد فرستاد دنبالم و من اینار رفتم. استاد بزرگوار برگه من رو برداشت و بدون معطلی نمره ۱۰ داد و گفت تو هنوز به من ۱۰ نمره دیگه بدهکاری!
    3. من تا سال ۷۹ با کامپیوتر هیچ گونه تعاملی نداشتم و حتی برای اینکه از این بابت خجالت می کشیدم  وارد سایت دانشکده نمی شدم. اصلا هم دوست نداشتم کتاب دستم بگیرم و برم تو سایت و شروع کنم به یادگیری، یجوری بود! بهمن ۷۹ رفتم کتابخانه مرکزی دانشگاه(که هم دانشکده ایهام من رو نبینند) و ۲۰۰ تومان دادم برای یک ساعت کار با کامپیوتر. مسئول سایت Login کرد . ویندوز ۲۰۰۰ بود( این رو بعدها فهمیدم) . موس رو با ترس و لرز دستم گرفتم و حرکت دادم رو آیکون IE( این رو هم بعدها فهمیدم). کلیک کردم و صفحه اول Yahoo( این رو هم)  اومد. هیجانزده شدم. ۴۵ دقیقه این صقحه رو دیدم و نمی دونستم باید چکار کنم. ۴۵ دقیقه فقط مانیتور را نگاه کردم. کلافه شدم و عصبی. بلند شدم که برم و خدا رو شکر کردم که کسی متوجه این IQ من نشد. دم در مسئول سایت بهم گقت: آقا ببخشید! من بعد ساعت اداری کلاس خصوصی کامپیوتر دارم، اگر دوست داشتی…. حرفش تمام نشده من شرمسار زدم بیرون.
  • Share/Bookmark
دسته هادرس آموخته ها برچسب ها:

مدیریت پروژه با طعم هدفمندی یارانه ها

سازمانهایی که مدیریت پروژه را در پروژه های خود اجرا کرده اند، مخصوصا آنهایی که این کار را درست و درمان انجام داده اند می دانند که اجرای فرایند مدیریت پروژه هزینه بر می باشد. هر چند این هزینه اثر قابل توجه ای در موفقیت پروژه ها دارد، سازمانهای هوشمند سعی می کنند تا جایی که به کیفیت فرایند مدیریت پروژه لطمه نخورد هزینه های مدیریت پروژه را کاهش دهند. مخصوصا از امروز که به لطف طرح تحول اقتصادی و بالا رفتن هزینه های سازمانها این امر بسیار پررنگتر خواهد شد. در این مطلب قصد دارم چند گزینه را که می توان با توجه به آنها هزینه های مدیریت پروژه را کاهش داد معرفی کنم. البته باید عرض کنم پرداختن به هر کدام از این موارد و ارائه راه حلهای دقیق نیازمند زمان است. دراین مطلب فقط اشاره ای کوتاه به این موارد دارم و اگر عمری بود بعدها در مورد هر کدام از این موارد مطلبی خواهم نوشت.

  • با هدفمندی جلسات شروع کنیم: پیشتر در مورد هزینه های جلسات مطلبی با عنوان غول هزینه ساز، جلسات بی فایده نوشته بودم. با استقاده از محیط های مجازی مانند فرومها و شبکه های اجتماعی و یا با استفاده از ابزار هایی مانند chat امکان برگزاری جلسات را در هر زمان بوجود آورید تا زمانهای جلسات حضوری شما کاهش پیدا کند و تنها برای شرایط واقعا ضروری انجام شود. این ابزارها از طریق سرعت بخشیدن به فرایند تصمیم گیری نیز باعث کاهش هزینه ها می شود.
  • در استقاده از دستاوردهای مدیریت پروژه صرفه جویی کنید: شما هم در پروژه های خود دستاوردها و مستنداتی تولید و استفاده می کنید. مانند طرح مدیریت پروژه، صورتجلسات، دستور جلسات، گزارشها، فرمهای مختلف و … خوب سعی کنید یک باز زمان گذاشته و آنها را به صورت دستاوردی استاندارد تهیه کنید تا مجبور نشوید در هر پروژه کلی زمان صرف تولید مجدد یا سفارشی سازی آنها نمایید. به طور خاص در سازمانهای پروژه محور این امکان وجود دارد که تیمهای مختلف برای تولید یک دستاورد، هر کدام به طور مجزا زمان صرف نمایند. استانداردسازی دستاوردها به شما کمک می کند تا استفاده مجدد از آنها در سریعترین زمان و با کمترین هزینه صورت بگیرد. به عنوان یک تجربه موفق با استاندار کردن برنامه زمانبدی پروژه ما موفق شدیم زمان تهیه برنامه زمانبدی برای پروژه های جدید را به میزان قابل توجهی کاهش دهیم.
  • برای پیشگیری هزینه کنید نه برای درمان: اثبات شده و بارها بزرگان گفته اند که هزینه های بالا بردن کیفیت پروژه ها بسیار کمتر از هزینه های جبران عدم کیفیت پروژه ها می باشد. بنابراین سعی کنید تا جایی که لازم است همان اول زمان و هزینه برای کیفیت صرف کنید تا مجبور به صرف چندین برابری زمان و هزینه نشوید.
  • نیروهای خود را بهره ور  کنید: آموزش را از نیروهای خود دریغ نکنید. اما آموزش موثر و هدفمند را انتخاب کنید. با این کار کیفیت و بهره وری آنها را بالا می برید در نتیجه هزینه های کنترلی مدیریت پروژه را که کم هم نیستند، کاهش خواهید داد. تجربه علم مدیریت منابع انسانی و مدیریت بهره وری اثبات کرده است که این کار همه جوره جواب می دهد. به عنوان یک تجربه موفق  زمانی متوجه شدم زمان خیلی زیادی از من صرف تهیه نامه و گزارش برای کارفرما می شود. تصمیم گرفتم با صرف زمان برای منشی پروژه او را به حدی برسانم که این قابلیت را داشته باشد که نامه ها را با همان کیفیتی که مد نظر مدیر پروژه بود تهیه کند و من دست آخر آنها را فقط بازنگری کنم. لازم به ذکر است آن منشی در ابتدا کار در پروژه حتی کار با نرم افزار Word را هم بلد نبود. همین کار را برای تهیه گزارشات با یکی دیگر از دوستان انجام دادم. هم آنها از این تجربه راضی بودند، هم من!

خب من از ونک تا آزادی همین مطالب به ذهنم رسید! البته موارد دیگری وجود دارد که شاید شما با تمرکز روی آنها بتوانید هزینه های مدیریت پروژه را کاهش دهید. سعی کنید آنها را بیابید و اجرایی کنید و از تجارب خود من را هم بهرمند نمایید.


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

  • Share/Bookmark

اهداف هوشمند

پس از اینکه شما مشکلات یک فرایند کاری را درسازمان خود کشف کردید و توانستید این مشکل را به روش مناسبی بیان کنید، پیش از آنکه اقدامی برای کاهش مشکلات و افزایش کیفیت فرایندهای سازمانی داشته باشید. باید اهدف پروژه را نیز به طور مناسب تعریف کنید. خب این به طور مناسب یعنی چه؟ فرض کنید سرپرست یک تیم بهبود کیفیت در یک سازمان فناوری اطلاعات هدف خود را اینگونه بیان می کنید: “ما می خواهیم محصولات ما از نظر کیفیت عالی باشد“. به نظر شما این هدف، هدف مناسبی است؟  پس از تبادل نظر و تغییرات  بر مبنای راهنمای ۶ سیگما هدف دوباره تعریف می شود اما این دفعه به این صورت:

ما قصد داریم باگهای نسخه های بتا را  در سه ماه به میزان ۵۰ درصد کاهش دهیم

کدام تعریف مناسب است؟ حال در ادامه بررسی می کنیم که چگونه راهنمایی ۶ سیگما این تغییر را در هدف بوجود آورد.

۶ سیگما می گوید که اهداف پروژه باید SMART باشد. هر حرف از کلمه SMART نشان دهنده یک ویژگی است که باید هدف شما داشته باشد.

هدف

S: Specific. نخست هدف باید مشخص باشد. در تعریف جدید کاملا هدف در راستای خواسته تیم بوده و به طور مشخص روی کاهش باگها تمرکز دارد. اگر به تعریف اول دلخوش می کردیم این احتمال وجود دارد که یکی کیفیت را در کاهش باگ، یکی در سرعت بالای کد نوشتن، یکی در کاهش تغییرات و … ببیند.

M: Measurable. هدف باید قابل اندازه گیری باشد. اگر اینگونه باشد تیم می داند که کی به اهداف خود رسیده است و گرنه شاید مجبور باشد تا ابد پروژه را ادامه دهد. بیان کاهش ۵۰ درصد در سه ماه هدف شما را قابل اندازه گیری می کند. چون تیم می داند که چه میزان باگ را حذف کند، پروژه تمام است.

A: Agree upon. هدف باید مورد توافق همه ذینفعان فرایند باشد. برای اینکه در پروژه های بهبود فرایند بتوانید روی کمک همه ذینفعان حساب کنید باید هدف را به گونه ای انتخاب کنید که مورد توافق آنها باشد.

R: Realistic. هدف باید واقع بینانه باشد. هدف نباید خیلی بزرگ باشد که غیر قابل دسترسی گردد. مانند کاهش ۱۰۰ درصد باگ در مدت ۱ ماه و نباید خیلی کوچک باشد که تعریف هدف برای آن برازنده نباشد. مانند کاهش ۵۰ درصد خطاها در ۲ سال.

T: Time frame. هدف باید دارای یک بازه زمانی باشد. این بازه زمانی هم باید قابل واقع بینانه باشد.

خب نظرتون در مورد این روش تعریف هدف چیست؟ من که فکر می کنم این تعریف هدف ها را هدف تر می کند.

  • Share/Bookmark
دسته ها6 سیگما, مطالب آموزشی برچسب ها:

گام نخست اجرای مدیریت پروژه در سازمان

هر زمان که مدیران یا کارشناسان تصمیم می گیرد فرایند مدیریت پروژه را در سازمان خود عملیاتی کنند، به صلاحدید خود از نقاط مختلفی، کار را آغاز می­کنند. یک سازمان تصمیم می­گیرد که از این پس برای تمام پروژهایش طرح مدیریت پروژه تهیه کنند، سازمان دیگر نقطه شروع را تهیه منشور پروژه می­داند، در سازمانی دیگر نرم­افزارهای مدیریت پروژه راه اندازی می­ شود، جای دیگر دوره های آموزشی برگزار می شود و ….

بعضی از این نقاط برای شروع مناسب و بعضی دگر می تواند بسیار خطرناک باشد. اما من قصد ندارم که در این مطلب به نقد این اقدامات بپردازم. بلکه می خواهم نقطه ای را به عنوان پیشنهادی خود مطرح کنم و تاکید کنم که این نقطه به عنوان یک الزام است و بدون آن فرایند مدیریت پروژه از شروع خوب و درنتیجه پایان خوب برخوردار نمی باشد.

به نظر شما یک مدیر پروژه برای مدیریت پروژه به چه چیز نیاز دارد؟ حتی اگر همه مواد لازم  که مورد نظر شما است را داشته باشد ولی اطلاعات پروژه را نداشته باشد امکان مدیریت پروژه وجود نخواد داشت. مدیران پروژه بدون داشتن اطلاعات از وضعیت پروژه چگونه می توانند مدعی باشند که در زمان مناسب و به درستی برای پروژه تصمیم گیری می کنند؟ اگر اطلاعات با کیفیت مناسب به مدیران پروژه نرسد، ریسکها نادیده گرفته می شود، مشکلات دیر برطرف می شوند، دو باره کاری می شود و … فکر نمی کنم لازم به شرح بیشتری در مورد نیاز جمع آوری اطلاعات در پروژه باشد.

گزارش

به نظر من سازمانها باید برای شروع اجرای فرایند مدیریت پروژه، روی جمع آوری اطلاعات از پروژه کار کنند.  برای اینکار هم باید از پرسنل سازمان که تشکیل دهنده تیم های پروژه هستند، شروع کرد. باید فرهنگ و سازوکاری در پروژه ها بوجود آورد که افراد بتوانند اطلاعات پروژه را در حیطه کاری خود به مدیر پروژه منتقل کنند. اینکه اطلاعات شامل چه آیتمهایی باشد بماند برای مطلب دیگر. همین را بگویم اینکه این آیتمها در هر پروژه متفاوت است. اما فارغ از این موضوع  دست کم باید نکات ذیل را مد نظر داشت.

  • گزارش دهی بیش از هر چیز به فرهنگ نیاز دارد. با اجبار افراد به گزارش دهی، اطلاعات را فقط برای مدتی خواهیم داشت.
  • به کیفیت اطلاعات توجه داشته باشید. به همان دلایل که اطلاعات بسیار با اهمیت است، وجود اطلاعات اشتباه و ناقص خطرناک است.
  • با اطلاعات مهم تر شروع کنید. تجربه اثبات کرده است، که گزارش دهی برای پرسنل سازمانهای ایرانی کار بسیار سختی است. پس بهتر است در گام نخست ابتدا تنها اطلاعات مهم را طلب کنید تا کار زیادی سخت نباشد.
  • جمع آوری اطلاعات را آسان کنید. به دلیل بالا سعی کنید از ابزار و فرایند مناسب برای جمع آوری اطلاعات استفاده کنید.
  • از اطلاعات استفاده کنید. اگر اطلاعاتی که افراد با هزار زحمت به شما ارائه می دهند، استفاده نکنید، آنها به زودی متوجه شده و کم کم از ارائه گزارش نا امید می شوند.

خب مدیران پروژه! اگر با من موافقید که اولین گام در مدیریت پروژه جمع آوری اطلاعات پروژه است، یک فکری برای جمع آوری اطلاعات پروژه خود کنید.

  • Share/Bookmark

مدیریت ریسک آسان

بزرگان مدیریت پروژه تاکید دارند، که اگر دوست دارید پروژه های خود را از تاثیر ریسک ها (در اینجا منظور از ریسک تنها ریسک  منفی می باشد) در امان دارید، گریزی از مدیریت ریسک  در پروژه ها نیست، از طرفی تجربه هم ثابت کرده است که مدیریت ریسک اگر بخواهد کاربردی  فراتر از  تهیه یک سری مستند داشته باشد، هزینه بر، مشکل و زمانبر خواهد بود. که معمولا این شرایط باعث می شود در همان اوایل پروژه فرایند مدیریت ریسک از لیست کارهای تیم مدیریت پروژه خارج شود. با توجه به این شرایط همیشه فکر می‌کردم که چگونه می توان این فرایند را راحت، کم هزینه، جذاب و باصرف زمان کوتاه، در عین حال با کیفیت مناسب انجام داد. در این مطلب قصد دارم با کنار هم گذاشتن چند تجربه به یک مکانیزم ساده و قابل اجرا برسم که استفاده از آن باعث شود مدیران پروژه فوایند استفاده از فرایند مدیریت ریسک را از دست ندهند.

ریسک

همه را درگیر کنید: برای اینکه اطلاعات در مورد ریسکهای احتمالی در کمترین زمان ممکن به مدیر پروژه برسد و این اطلاعات تا جایی که ممکن از کامل باشد، بهتر است ساز و کاری آماده سازید تا نه فقط مدیر پروژه یا تیم مدیریت پروژه، بلکه همه تیم پروژه  درگیر شناسایی ریسک‌ها شوند. شاید یک محیط مجازی که افراد بتوانند در آن ریسک ها را اعلام کرده، طبقه بندی کنند، طرح پیشگیری و طرح درمان ارائه دهند ابزار مناسبی برای این منظور باشد. با این شرایط مدیر پروژه یا تیم مدیریت پروژه اطلاعات اولیه و حلاجی شده را از تمام تیم پروژه دریافت و در زمان کمتری می تواند عکس العمل  بهتری نشان دهد. برای تشویق نیروها به شرکت در این فرایند، پاداش در نظر بگیرید. از افرادی که در ماه گذشته مهمترین ریسک، بهترین طرح پیشگیری و درمان را ارائه کردند، به صورت رسمی تقدیر کنید، جواب می دهد!

برای هر ریسک مسئول انتخاب کنید: برای اینکه مدیر پروژه یا تیم مدیریت پروژه بتواند ریسک ها را مدیریت کند، باید همه ریسکها را  مانیتور کند تا بتواند:

  • با انجام طرح پیشگیری، مراقب باشد احتمال وقوع ریسکها بالا نرود.
  • با مشاهده نشانه های ریسک، به افراد دیگر اطلاع رسانی کند و طرح درمان را اجرا کند.
  • دقت کند که اگر یک ریسک به هر دلیلی موضوعیت خود را از دست داد، از لیست ریسکها خارج شود.

اگر قرار باشد همه اینکارها را مدیر پروژه و یا تیم مدیر پروژه انجام دهد آن هم برای تعداد زیادی ریسک که وقت برای کارهای دیگر ندارند. بهتر است با انتخاب یک مسئول مناسب برای هر ریسک این کار را تفویض کنید.

این همه جلسه یکیش هم برای ریسک: در طول پروژه ‌ها تیم مدیریت پروژه بارها و بارها جلسات مختلفی با هم خواهند داشت، چرا هر هفته یک تا دو ساعت به طور خاص روی ریسک‌ ها صحبت نکنید. این اختصاص زمان خاص برای ریسک‌ ها باعث می شود تیم مدیریت پروژه ملزم باشد دست کم هفتگی دو ساعت ریسکها را مدیریت کنند. اگر دو مورد بالا را هم انجام داده باشید در طول جلسه سریعا به نتیجه خواهید رسید(البته امیدوارم) و کارهای تصمیم گرفته شده مرتبط با هر ریسک را به مسئول ریسک ارجاع می شود. در ضمن فراموش نکنید قبل از اینکه وارد فاز برنامه ریزی شوید، جلسه ای مختص برای شناسایی ریسک‌های اولیه پروژه اختصاص دهید.

در ابتدا: قبل از اینکه در طول پروژه همه این کارها انجام دهید، این فرایند ها را  به ساده ترین شکل ممکن مستند کنید و در اختیار همه افراد تیم قرار دهید تا برداشت همه از فرایند مدیریت ریسک یکسان شود. به عبارت دیگر ابتدا تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید مدیریت ریسک کنید، سپس این چگونگی را مستند کنید. عدم مستند سازی باعث می شود که کارهای ساده ای را که می شد انجام داد را، با کارهای سخت جایگزین کنید.

  • Share/Bookmark

مورینیو، مدیری برای تمام پروژه ها

حالا که نزدیک یک هفته از ال کلاسیکو گذشته و طرفداران بارسا بسیار خوشحال و سرمست ازنتیجه بازی هستند، با وجدان راحت تری می تونم این مطلب رو بنویسم و امیدوار باشم که دوستان بارسایی گمان به کری خوانی نمی برند. همین اول کار دو مطلب رو عرض کنم، ابتدا اینکه الان به شدت بیماری بر من چیره شده اما نوشتن این مطلب خیلی برای من مهم بود و وادارم کرد همراه با لرز این مطلب رو بنویسم. دو اینکه من شاید طرفدار متعصب و اصیل رئال مادرید نباشم، چون وقتی بچه بودم حتی از بارسا بیشتر خوشم می آمد، اما با رشد و استفاده خرد در علاقه مندی، طرفدار رئال شدم. اما از روزی که مورینیو با پرتو منچستر رو حذف کرد، جذب این انسان شدم. و الان فکر می کنم او یک مدیر پروژه موفق است. باور ندارید؟ ادامه مطلب رو بخوانید.

به نظر شما از بین این اسامی کدام مربی، مدیر پروژه بهتری هستند.

  1. فرگوسن
  2. ونگر
  3. گوآردیولا
  4. مورینو
  5. قلعه نویی

گزینه یا گزینه های مورد نظر خود را انتخاب کنید. حالا به بررسی بپردازیم.

مربی

یک مدیر پروژه خوب باید دهها خصوصیت را داشته باشد، که به نظر من این پنج نفر از فرگوسن گرفته تا گوآریدولا به طور نسبی این خصوصیات رو دارند. اما ویژگی که من در این مطلب به آن خواهم پرداخت رو همه ندارند یا دست کم تا امروز اثبات نکرده اند. این خصوصیت، موفقیت با پروژه های مختلف می باشد.

با اطمینان می گویم هیچکدام از شما عزیزان به صرف موفقیت در یک پروژه، یک نفر را مدیر پروژه موفق نمی دانید. یک مدیر پروژه موفق در زمینه ساختمان باید ساخت چندین ساختمان با شرایط متفاوت را با موفقیت مدیریت کرده باشد تا بین مدیران پروژه های ساختمانی برای خود اعتباری کسب کند، همینطور برای مدیران پروژه ها در زمینه فناوری اطلاعات، پتروشیمی و … شرایط به همین صورت است.

به نظر من ضمن احترام به فرگوسن، ونگر و گوآردیولا این سه نفر هنوز این خصوصیت را نشان نداده اند. این احتمال هست اگر به آنها پروژه ای غیر از پروژه های فعلی ارائه شود موفق نباشند.

از بین دو گزینه باقیمانده، به نظر من قلعه نوعی در رتبه دوم قرار می گیرد چون تنها در دو پروژه موفق  بوده  است  و مورینیو بالا تر از ایشان با ۴ پروژه موفق ایستاده است.

او ابتدا با لیبرا شروع کرد. من هم مانند شما اسمش را نشنیده بودم! اما او با این تیم از ۳۱ بازی به ۱۷ برد، ۱۰ مساوی و تنها ۴ باخت دست یافت و تنوانست در لیگ پرتغال پنجم شود.

تیم پرتو که در قیاس با بزرگان اروپا هیچ شانسی برای کسب جام در اروپا نداشت، با موینیو توانست علاوه بر برنده شدن در دو لیگ داخلی، جام حذفی و سوپر جام داخلی با یک برنامه ریزی دقیق در یک سال قهرمان جام یوفا شد و در سال بعد قهرمان لیگ قهرمانان شود.

چلسی پس از ۵۰ سال برای دو سال پیاپی با مورینو قهرمان لیگ برتر انگلیس شد. یک جام اتحادیه، دو جام کارلینگ و یک جام خیریه را هم به این لیست اضافه کنید. اما شاهکار اساسی آقای خاص پس از اخراج از چلسی عیان شد. تیمی که او ساخته و پرداخته شد با مربیگری فردی مانند آورام گرانت هم توانست به فینال لیگ قهرمانان برسد و به اذعان بسیاری اگر مورینیو حتی در ورزشگاه بود قهرمانی به چلسی می رسید.

در اینتر او دو جام قهرمانی سری آ، جام حذفی و سوپر جام را کسب کرد، اما این هدف پروژه او نبود. او اینتر را پس از سالها قهرمان لیگ قهرمانان کرد. اینتری که که در دور مقدمانی  در بازی رفت با دو گل از بارسا شکست خورد و در بازی برگشت هم تن به تساوی داد. اما در نهایت اینتر قهرمان اروپا شد.

خب حالا به نظر شما   ادعای  مورینو، مدیری برای تمام پروژه ها، تا این تاریخ درست نمی باشد؟

  • Share/Bookmark

مراقب باش پیچانده نشوی

یکی از راه های  جمع آوری اطلاعات در پروژه های مختلف استفاده از مصاحبه است. اینبار هم قصد دارم مانند مطلب طوفان جمع آوری اطلاعات فارغ از قوائد و فواید، یکسری نکات در مورد جلسات مصاحبه با موضوع جمع آوری اطلاعات بیان کنم. البته شما می توانید اطلاعات عمومی در مورد برگزاری جلسات مصاحبه به این منظور را از طریق اینترنت بدست آورید. البته اگر فکر کردید بیان آنها از این بلاگ  لازم است، خب شاید پستی به این منظور هم نوشتم!

البته این نکات که قصد دارم بیان کنم بسیار زیاد است. به همین دلیل در بخش های مختلف و هر بخش را با تمرکز روی یک موضوع بیان می کنم. امیدوارم مورد توجه و مفید باشد.

مصاحبه

مراقب باشید پیچانده نشوید: قصد ندارم شما را بدبین کنم اما این احتمال همیشه وجود دارد که فرد یا افرادی که برای مصاحبه انتخاب می شوند، علاقه ای به این امر نداشته باشند. دراین شرایط مخاطب شما سعی می کند سریعتر جلسه را خاتمه دهد. از ارائه توضیحات کامل خودداری می کند،استثناءها را بیان نمی کند و … خب احتمالا شما هم متوجه نمی شوید! برای اینکه از این اتفاق تا جایی که می شود جلوگیری کنید، بهتر است از یکی از روشهای زیر استفاده کنید:

  • بدون گرم کردن وارد رینگ نشوید: بهتر است در مورد موضوعی که می خواهید جمع آوری اطلاعات کنید مطالعه داشته باشید. کتاب، آیین نامه‌ ها، دستورالعمل ها و … البته با این دید که اطلاعات کلی جمع آوری کنید نه با این دید که از مصاحبه کننده بی نیاز باشید. دانشی که در نزد افراد اجرایی وجود دارد در هیچ مستندی وجود ندارد. تنها با این کار تعداد سئوالات شما بیشتر و دقیق تر می شود. مراقب باشید از این اطلاعات که قبل از جلسه بدست می آورید برای ضایع کردن مصاحبه کننده استفاده نکنید! این کار می تواند حتی شرایط پروژه را خطرناک کند. همیشه فروتن باشید و بدانید که اطلاعات شما خیلی خیلی کمتر از طرف مقابل شماست. این دانش تنها برای هدایت و واکشی اطلاعات استفاده شود.
  • تعداد افراد مصاحبه شونده را زیاد کنید: در صورتی که افراد مصاحبه شونده بیش از یک نفر باشند به خاطر رو در بایستی امکان دارد نتوانند اطلاعات ناقص بدهند. البته این ریسک هم وجود دارد که با هم دست به یکی کنند و با هم شما را بپیچانند. به این نوع جلسات Focus Group (ترجمه مناسب نداشم برای این عبارت) گفته می شود. در مورد فواید این نوع جلسات در آینده خواهم نوشت! در این جلسات وقتی یک نفر در مورد موضوعی اطلاعاتی می دهد شما باید با عباراتی بسیار دقیق از فرد دیگر اطلاعات بیشتر بخواهید. نباید فرد اول این گمان را ببرد که شما اطلاعات او را ناقص و بی ارزش می دانید. عبارات ” ضمن تایید فرمایشات آقا/خانم … شما در کار به مسائل دیگری روبرو نشدید”، ” در محل کار شما هم کار دقیقا به همان صورت که است که آقا/خانم … فرمودند” را امتحان کنید.
  • به مدیران بگویید به شما سر بزنند: اگر مدیران مصاحبه شونده در جلسه حضور داشته باشند، می توانید امیدوار باشید که مصاحبه شونده برای جلب رضایت مدیر هم که شده است سعی کنند بیشترین کمک را به شما کنند. البته شاید هم از ترس اینکه مدیرش متوجه پیچاندنش شود کمک بیشتری کند. برای شما چه فرقی دارد!؟ اگر مدیر وقت نداشت از او بخواهید در شروع جلسه فقط برای دقایقی باشد. رسمیت مصاحبه را بالا می برد.
  • همیشه یک جلسه کم است: شاید شما در حین جلسه اول متوجه نشوید که پیچانده شده اید اما پس مرور اطلاعات جلسه متوجه نقص اطلاعات خواهید شد. با وجود جلسات بعدی شما می توانید با آمادگی و سئوالات بیشتر مصاحبه را انجام دهید. اگر از قبل مصاحبه کننده بداند که امکان تکرار جلسه برای تکمیل اطلاعات وجود دارد شاید سعی کند اطلاعات را کامل به شما بدهد و از شر مصاحبه خلاص شود. البته یک احتمال هم هست که با کش دادن جلسات مصاحبه از زیر دیگر کارها در رود!!!

تنها راه برای پیچاندن مصاحبه کننده دادن اطلاعات ناقص و کلی نیست. مصاحبه کننده می تواند روش کاری جمع آوری اطلاعات را زیر سئوال ببرد و روشهای مورد علاقه خود را موثرتر اعلام کند. برای که این کار اتفاق نیفتد بهتر است شما قبل از برگزاری جلسه مصاحبه برنامه جمع آوری اطلاعات را ارائه کرده و از مدیران مصاحبه کننده بخواهید که افراد تحت مدیریت خود را از شیوه و روش کار شما مطلع و در صورت نیاز توجیه کند. خلاصه اینکه مهم است که چه کسی ابتدا برنامه ارائه می دهد.

روشهای دیگر را برای جلوگیری از پیچانده شدن شما بیان کنید!


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

  • Share/Bookmark