خانه > مدیریت پروژه, مطالب آموزشی > سه حماقت یک مدیر پروژه

سه حماقت یک مدیر پروژه

هیچ کس نمی تواند منکر آن باشد که همه انسانها در کار خود اشتباهاتی داشته و خواهند داشت و برحسب اشتباه خود تاوان خواهند پرداخت. مدیران پروژه نیز از این شرایط مستثنی نیستند. فقط اینکه تاوان اشتباهاتشان از اشتباه دیگران بیشتر است! اما گاهی دسته ای از اشتباهات از مدیران پروژه سر می زند که من آنها را در دسته حماقت طبقه بندی می کنم زیرا آنقدر این اشتباهات مشخص هستند که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد. البته این موارد تنها نظر من است، شاید من کمی سخت گیر باشم!

اشتباهات مدیر پروژه

تمرکز تنها روی درصد پیشرفت: هر مدیر پروژه نیاز به دریافت اطلاعات از وضعیت قسمت های مختلف پروژه دارد اما گروهی از مدیران پروژه مقصودشان از اطلاعات تنها درصد پیشرفت می باشد. شاید شما هم این پرسش ها را از مدیران پروژه را شنیده باشید. چقدر از کار پیشرفت کرده است؟ چند درصد کار مانده است؟ کی ۱۰۰ درصد می شود؟ شاید این پاسخ ها را هم شنیده باشید! ۲۰ درصد از کار مانده است! تا فردا ۸۰ درصد کار انجام می شود! اگر مشکلی نداشته باشد هفته بعد ۱۰۰ درصد می شود! تا اینجاش که مشکلی نیست! مشکل از آنجا شروع می شود که به عنوان مثال یک کار ۲ روزه می شود ۸۰ درصد و ۸ روز طول می کشد تا ۲۰ درصد دیگرش تکمیل شود. یا زمانی که مشکلات فنی بسیاری در۱۰ درصد پایانی بوجود می آید. در حقیقت این توجه صرف به درصد پیشرفت مساوی است با عدم توجه به ریسکها و مشکلات پیش آمده در طول انجام کار، عدم توجه به معیارهای پذیرش و کیفیت کار، می باشد. مدیر پروژه ای که از احوال مشکلات، ریسکهای احتمالی و … جویا نشده و تنها فکر وارد کردن عدد در گانت باشد مدیر پروژه دور اندیشی نیست.

من نمی گویم این عدد مهم نیست، این عدد مهم است اما دستیابی به عدد صحیح نیاز به دقت و زمان زیادی می باشد و این عدد بدون تحلیل اطلاعات دیگر ارزشی ندارد.

دریافت اطلاعات تنها با سرکشی به اتاقها: شاید شما هم مدیران پروژه ای را دیده اید که با سرکشی به اتاق کارکنان و پرسش از آنها سعی در جمع آوری اطلاعات دارند. اوضاع چه طور است؟ کارها خوب پیش می رود؟ فلان کار به کجا رسید؟ و بر اساس پاسخهای شنیده شده تصمیم گیری می کنند، برنامه ریزی می کنند، قول می دهند و …. این مدیران گرامی اصلا توجه ندارند که ممکن است در آن لحظه کارکنان در شرایط روحی مناسب نباشند، با توجه به حضور دیگر کارکنان خجالت بکشند ار تاخیر  و مشکلات کار صحبت کنند، همه اطلاعات را نمی شود که به صورت سرپایی ارائه داد و … مدیران پروژه باید از روشهای مختلف و متنوع برای دریافت اطلاعات استفاده کنند تا هم از صحت اطلاعات اطمینان یابد و هم تمام اطلاعات را دریافت کنند.

بدون همانگی قول دادن: همه می دانیم که مدیر پروژه باید یک مذاکره کننده توانا باشد و سعی کند با استفاده از توانایی های خود پیمانکار را مجاب کنند که شرایط تیم مجری را تا جایی که می شود بپذیرند. و البته گاهی هم مجور می شود شرایط کارفرما را بپذیرد و قولهایی را بدهد. مشکل زمانی است که مدیر پروژه قول هایی را می دهد که در حیطه دانش و آگاهی های او نمی باشد . به عنوان مثال قول می دهد فلان ویژگی(که تجربه آن در تیم وجود ندارد) را به نرم افزار اضافه کنند! یا ساختمان را در با وجود بارندگی  و تعطیلات تا دو ماه دیگر تحویل دهد و …. به نظر شما این کارها منطقی است؟ مدیر پروژه باید برای اینکه قولی به کارفرما بدهد باید با تیم خود مشورت کند و اطمینان حاصل کند مجبور نمی شود زیر آن بزند!


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

  • Share/Bookmark
  1. ۱۵ آبان ۱۳۸۹ در ۲۲:۰۵ | #1

    عالی .بسیار آموزنده .
    یک دنیا تشکر

  2. ۱۹ آبان ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۲ | #2

    علاوه بر این موارد:
    ۱- بی‌نظمی: وقتی مدیر پروژه‌ای بی‌نظم باشد، باید فاتحه‌ی آن پروژه را خواند و بدتر هم وقتی است که تیم پروژه این موضوع را بفهمند و بروند سراغ سوء استفاده از آن.
    ۲- بی‌تخصصی: مدیر پروژه‌ای که کار را نمی‌فهمد بلای جان پروژه است؛ چون نه می‌داند تیم خودش دارند چه کار می‌کنند و نه می‌فهمد انتظارات کارفرما از پروژه چیست، کجای‌اش منطقی است و کجای‌اش نه. چه تعهدی را باید بدهد و چه چیز را نپذیرد. و …
    ۳- بی‌طرفی صرف در دعوای میان کارفرما و تیم پروژه: مدیر پروژه دارد چند برابر تیم حقوق می‌گیرد که همین دعواها را مدیریت کند. اما محافظه‌کاری‌ها، تخصص نداشتن و البته منافع شخصی باعث می‌شوند که مدیر پروژه‌ها یک وقت‌هایی به ناحق طرف کارفرما را بگیرند و کارشناسان خودشان را جلوی کارفرما تحقیر کنند.
    این‌قدر که من از این سه اشکال مدیر پروژه‌ها ضربه خورده‌ام از جای دیگر نخورده‌ام.

    • مهدی عرب عامری
      ۱۹ آبان ۱۳۸۹ در ۱۷:۰۵ | #3

      ضمن تایید نظراتت امیدوارم دیگه از این سه موضوع ضربه نخوری :)

  3. مرضیه
    ۱ آذر ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۱ | #4

    مدیر پروژه باید این کاره باشه! یعنی قبلا تو تجربه کاریش جای تک تک اعضای تیم پروژه بوده باشه(یا حداقل اکثرشون) . این جوری زمان بندی منطقی ارایه میده ، قول های فضایی کذایی به کارفرما نمیده، و میتونه مشکلات و مسایل طبیعی اعضای تیم رو درک کنه نه اینکه به قول شما مات و مبهوت نمودار گانت بشه! نتیجه میگیرم که مثلا توی یه پروژه نرم افزاری ، مدیر پروژه حتما باید نرم افزاری باشه(نمیگم کارشناس نرم افزار ، میگم نرم افزاری ! این دو تا با هم فرق میکنه)
    چقدر حرف زدم!!!!!!!!!!!!

    • مهدی عرب عامری
      ۱ آذر ۱۳۸۹ در ۱۸:۰۲ | #5

      یعنی اگر مدیر پروژه ساخت یک فضا پیما باشه، هم باید الکترونیک بدونه، هم مکانیک، هم هوا فضا، هم کامپیوتر و هم … به نظرت این کمی مشکل نیست؟

  4. مرضیه
    ۱ آذر ۱۳۸۹ در ۱۹:۵۹ | #6

    @مهدی عرب عامری
    بله ! باید بدونه ! اگه تعدد تخصص زیاد بود باید دستیارهایی داشته باشه که اونا بدونن ، بالاخره پرو‍ژه به اون عظمت باید چند تا دستیار مدیر پرو‍ژه داشته باشه یا نه!
    من اگه به عنوان یه عضو که در تیم پیاده سازیه ، بفهمم که مدیر پروژه از جزییاتی که من در موردشون صحبت میکنم چیزی سر در نمیاره، دیگه میفهمم که در نهایت باید خودم اون ما‍ژول رو مدیریت کنم و اصلا صحبت کردن در موردشون فایده نداره! با مدیر پروژه هم میتونیم در مورد درصد باقی مونده و آب و هوا بحث علمی کنیم

    • مهدی عرب عامری
      ۱ آذر ۱۳۸۹ در ۲۰:۱۳ | #7

      ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﻣﺪﯾﺮ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ ﻫﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺪﻭﻧﻪﻭﻟﯽ معاونینش این دانشرو داشته باشند مشکلی وجود نخواهد داشت؟

  5. مرضیه
    ۱ آذر ۱۳۸۹ در ۲۱:۳۷ | #8

    @مهدی عرب عامری
    من داشتم در مورد شرط لازم صحبت میکردم نه کافی!‌در مورد شرایط لازم و یا کافی دیگه من به تجربه و علم شما احترام میزارم و بیشتر میشنوم. و اینکه مدیر پرو‍ژه ای که دستیار داره باید به نظر دستیاراش توجه کنه نه اینکه اینا یه سری عنوان نمادین باشه و در نهایت هر کاری دلش خواست انجام بده.
    و مدیر پروژه نباید رشته تحصیلیش صنایع باشه(اینم خیلی جای بحث داره، روش فکر کنید)

  6. جوادی
    ۹ آذر ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۲ | #9

    یک مدیر پروژه، لازم است پروژه شناس بوده و با مسائل فنی آشنایی داشته باشد، اما این در درجه دوم اهمیت است. مهمتر از آن که وجه غالب شخصیت مدیر پروژه است( بنظر بنده)، توانایی مدیریت اوست. اگر این توانایی نباشد، مدیر پروژه هرگز نخواهد توانست از قابل ترین و با سوادترین و متعهدترین افراد سازمان پروژه خود، بهره برداری صحیح و کامل بعمل آورد.

  1. بدون بازتاب