در مسیر راه‌اندازی فرآیند یا سیستمی جدید در یک سازمان، شما به عنوان مسئول ایجاد تغییرات گاهی باید کارهایی را انجام دهید که چندان باب میل شما نمی‌باشد. شاید مجبور شوید حجم زیادی اطلاعات را در سیستم با دستان مبارک خود ورود اطلاعات نمایید. شاید لازم باشد پیش پا افتاده‌ترین موارد را (البته از نظر شما) به دیگران آموزش دهید، احتمال دارد که علاوه بر آموزش‌های موارد مرتبط با فرآیند یا سیستم مورد نظر شما در مورد ساده‌ترین مسائل کاری نیز به دیگران توضیح دهید. احتمال می‌دهم لازم باشد یک مطلب را بارها و بارها بگویید، شاید لازم باشد به عنوان مسئول تدارکات خود در پی ابزار‌های لازم برای اجرای کار باشید و …

مشکل اینجاست که دوستان مسئول ایجاد تغییرات در سازمان‌‌های مختلف که معمولا با عناوینی دهان پر کن مانند مدیر یا مسئول تغییرات سازمانی، مدیر یا مسئول فرآیندها و یا مدیر یا مسئول بهبود فرآیندها و روش‌ها در سازمان شناخته می‌شوند تصور می‌کنند به حسب شغل و عنوانی که دارند باید پشت میز بنشینند و راه‌حل ارائه دهند و حده‌اکثر جنب و جوشی که داشته باشند در حد سرکشی باشد. نمی‌دانم این تصورات اشتباه نسبت به ایجاد تغییرات سازمانی از کجا ناشی می‌شود که مسئولین این تغییرات توقع دارند که بیانات ایشان در سازمان‌ها به سرعت و بدون لزوم به تاکید اجرا شود اما می دانم که با این طرز تفکر هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود.

به هر حال نظر من و تجربه من این است که ایجاد تغییرات مستلزم پای کار ماندن است و زحمت هر کاری را به جان خریدند. بردبار بودن تا ثمره تغییرات پدیدار شود و تغییرات مورد نظر در سازمان نهادینه گردد. در این مدت که گاه به سال‌هاست، شما باید  گاه کار گل هم انجام دهید. فقط توصیه می‌کنم که اگر احساس خستگی کردید به نتیجه‌ای که در آینده کسب خواهد شد فکر کنید و به این موضوع که شما خالق این تغییر و نتایج هستید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *