در مقدمه یک کتاب مدیریت پروژه خواندم که نویسنده کتاب تصمیم گرفت برای برگزاری یک مهمانی خانوادگی که مجبور شده بود به همسرش کمک کند، از تکنیک های مدیریت پروژه استفاده کرده و در انتها در زمان تعیین شده و با همان بودجه ای که پیش بینی کرده بود توانست مقدمات مهمانی را آماده کند و مهمانی را برگزار کند و از همه مهمتر رضایت همسر محترم و مهمانان عزیز را جلب نماید. خب پس باید نتیجه گرفت برای انجام هر پروژه حتی مهیا شدن برای یک مهمانی خانوادگی باید از مدیریت پروژه استفاده کرد؟

چند وقت پیش وقتی در یک جلسه از من خواسته شد برای پیاده سازی یک سیستم جدید در شرکت برنامه پروژه ارائه دهم به شدت مقاوت کرده و گفتم “با توجه به ماهیت پروژه که برای من بسیار ناشناخته است، امکان ارائه برنامه برای این پروژه وجود ندارد و تنها قادرم در مورد کارهای روز بعد صحبت کنم”. دیروز هم با امیر مهرانی در مورد یکسری از پروژه های جاری صحبت می کردیم که چیزی شبیه این جمله را بیان کرد، “انجام مدیریت پروژه برای یک تیم دو نفره در یک پروژه دو هفته ای باعث ایجاد سربار می شود” خب پس باید نتیجه گرفت برای انجام بعضی پروژه ها  نباید از مدیریت پروژه استفاده کرد؟


کدام درست است؟ آن باید یا آن نباید؟ من به آن باید اعتقاد دارم اما این باید، باید با سفارشی سازی (در اینجا به اندازه سازی لغت بهتری است) همراه شود. اجازه دهید کمی این به اندازه سازی را بررسی کنیم. ابتدا تعریف مدیریت را با هم مرور کنیم. بر طبق استاندارد ®PMOK مدیریت پروژه کاربرد دانش، مهارت، ابزار و تکنیک ها برای انجام فعالیت های پروژه به منظور برآورده ساختن نیازها و انتظارات ذیفعان پروژه، می باشد. در قسمتهای مختلف این استاندارد هم به معرفی یکسری از دانش، مهارت، ابزار و تکنیک ها می پردازد اما هیچ جای بر استفاده از هیچ یک از این موارد در همه پروژه ها  تاکید والزامی نشده است. نکته در همین مورد است. این مدیران پروژه هستند که باید ابزار، تکنیک، مهارت و دانش مورد نیاز خود را تشخیص داده و انتخاب کنند. نکته کلیدی تعریف فوق برآورده ساختن نیازها و انتظارات ذینفعان پروژه است که معمولا همان اهداف پروژه نیز می باشد. شما باید این اهداف را محقق کنید حال با هر ابزار و تکنیکی که می توانید. وقتی پروژه موفق نباشد کسی به دلیل استفاده از فلان تکنیک به شما پاداش نمی دهد. حتی زمانی که پروژه موفق است، معمولا پاداش شما به دلیل موفقیت پروژه است نه بخاطر استفاده از بهمان ابزار.

حال سئوال پیش می آید این انتخاب بر چه اساسی باید باشد؟ تعدادی از عوامل مهمی که مدیران پروژه در انتخاب ابزار و تکنیک ها باید در نظر بگیرند می تواند شامل زمان، هزینه، دانش و تجربه تیم پروژه، فرهنگ تیم پروژه، محدوده و محتوای پروژه، نوع پروژه و میزان تجربه های مشابه تیم پروژه و …باشد. با اطمینان می توان گفت این همه موارد نبود و شما هم می توانید موارد دیگری به آن اضافه نمایید.

خلاصه اینکه شما می توانید مانند مدیر و نویسنده خانواده دوست ما با یک تقویم، یک تلفن و یک دفترچه یادداشت پروژه ای را مدیریت کنید و در پروژه ای دیگر از نرم افزارهای تحت وب مدیریت پروژه همراه با پیاده سازی نظامهای مدیریت ریسک، مدیریت هزینه، مدیریت کیفیت و … استفاده کنید. در هر دو پروژه شما برای دستیابی به اهداف پروژه ناگزیر به استفاده از مدیریت پروژه (با توجه به تعریف فوق) هستید، اما در یکی به گونه ای و در دیگر به گونه ای دیگر.

در انتها توصیه می کنم مطلبی از امیر مهرانی به عنوان نبایدهای استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه را هم مطالعه کنید.


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *