به هر حال باید پذیرفت که شغلها استرس دارند. کم و زیاد دارد اما شغل بدون استرس معنا ندارد. مگر اینگه نگرش حرفه‌ای نسبت به شغل در صاحب آن وجود نداشته باشد. اگر دنبال این هستید که در کار استرس نداشته باشید بهترین روش برای این موضوع این است که یا کار نکنید یا حرفه‌ای رفتار نکنید. مگر می‌شود که نگرش حرفه‌ای در درون فرد باشد اما نسبت به شرایط پیرامون کار حساسیت نداشته باشد؟ زمانی هم که حساسیت وجود داشته باشد حتما استرس از پی آن خواهد آمد. باید تلاش کرد که با استرس درست مواجه شد. دنبال حذفش نبود که احتمالا حذف می‌شوید پیش از آنکه حذف شود. باز هم تاکید می‌کنم این انتخاب و این گزینه همیشه روی میز هست. کار را رها کنید یا وجدان و رفتار حرفه‌ای را فراموش کنید.صدها مقاله شامل صدها روش برای مقابله و کنار آمدن با استرس‌های شغلی وجود دارد که حتما خیلی از آن روشها برای خیلی‌ها کار می‌کند. اما من به تجربه به یک روش راحت، شدنی‌ با فواید مختلف رسیدم. شاید بارها در خصوص راهکاری که در ادامه ذکر می‌کنم شنیده بودم یا خوانده بودم اما طی یک اتفاق به تاثیرش پی بردم. داستان از عصر یک روز پر تنش شروع شد. در مسیر برگشت برای بدست آوردن آرامش تصمیم گرفتم کمی پیاده‌روی کنم. به امید اینکه حالم خوب شود. اما پیاده‌روی تاثیری که باید داشته باشد، نداشت. بی‌تاثیر نبود اما کافی نبود. در یک لحظه نگاهم به نگاه یک پسر ۳ یا ۴ ساله گره خود. خندید و من هم فقط به خاطر اینکه رفتار محترمانه‌ای نشان دهم خندیدم. ناخواسته این خنده چند متر با من بود. احساس خوبی بهم دست داد. تصمیم گرفتم تا رسیدم به منزل، هم در پیاده‌روی، هم در تاکسی و هم موقع خرید لبخند بزنم. به قول خودم نیشم باز باشد. وقتی رسیدم خانه،نسبت به روزهای مشابه احساس خیلی بهتری داشتم.

فردای آن عصر هم در مسیر رفتن به محل کار به همین صورت لبخند زدم. نمی‌خندیدم فقط لبخند می‌زدم. نیشم باز بود. متوجه شدم که این کار حالم را بهتر می‌کند. فشار عصبی کار از جسم و ذهنم راحت‌تر خارج می‌شود و با شرایط بهتر می‌توانم فکر کنم حتی به کار. از آن روز تصمیم گرفتم این تجربه را تکرار کنم و در مسیرهای رفت و برگشت کار و در زمانهای پیاده‌روی تا می‌توانم لبخند بزنم. البته اعتراف می‌کنم که همیشه موفق نبودم که این مهم را انجام دهم اما هر زمان که نیازش را احساس کردم این لطف را به خودم انجام دادم.

در این شرایط یک اتفاق خوب برای کسی که لبخند به لب دارد می‌افتد. دیگرانی هم که گاهی به صورت چشمی با او تعامل می‌کنند به او لبخند می‌زنند. و تو چه می‌دانی چه انرژی فراوانی است در لبخند صادقانه و بی آلایش مردم. لبخند دیگران هم به کمک شما می‌آید و به اندازه لبخند شما اثربخش است. احتمال دارد که شما هم مانند من شرایط کاری جدی داشته باشید و در شرایط کار امکان لبخند به لب داشتن همیشگی مهیا نباشد اما مسیرهای پیاده‌روی و رفت و آمدهای روزانه موقعیت مناسبی برای تجربه این تجربه است. پیشنهاد می‌کنم برای تجربه و امتحان هم شده این پیشنهاد را دو هفته انجام دهید. به احتمال فراوان بعد از این مدت شما در محیط کار خود حرفه‌ای‌تر خواهید بود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *