شاید شما هم مدیران پروژه‌ای را دیده باشید که وقتی از ایشان برنامه زمانبدی پروژه را می خواهند، یک برنامه زمانی دقیق، برای کل زمان پروژه که می تواند سه، شش یا حتی نه ماه باشد ارائه می نمایند. من حتی شاهد برنامه‌هایی بودم که تاریخ شروع و پایان و حتی منبع کاری که ۱۶ نفر ساعت کار لازم دارد در نه ماه بعد را پیش‌ بینی کرده است. از این موضوع زیباتر، مدیران ارشد، کارفرما و ناظرینی است که این برنامه را با آغوش باز پذیرفته و تایید می کنند. حتی اگر برنامه به این دقت نباشد، ممکن است رد شود.

به نظر من این دوستان اگر فرزندان پیغمبر نباشند، دست کم از علم غیب بی بهره نیستند. چون که من حتی در انواع پروژه‌هایی که در آنها تجربه داشته باشم، بیش از یک ماه را نمی توانم به طور دقیق برنامه ریزی کنم. هنر کنم پروژه را در حد مایلستونها اصلی برنامه ریزی کرده و تنها اولین گامها تا مایلستون اول را به تفضیل برنامه ریزی می کنم. وقتی رسیدم به مایلستون مورد نظر با دوستان دور هم جمع  می شویم، اتفاقات رخ داده و عقب افتادگی ها و دلایل آنها را بررسی می کنیم و بر اساس آنها، تا مایلستون بعدی را به تفضیل بررسی می کنیم. و همین طو تا آخر.

هر زمان هم که تصمیم گرفتم زمان طولانی تر را برنامه ریزی کنم، به دلیل تجارب کسب شده در طول پروژه و به دلیل آشنایی با شرایط پروژه متوجه می شوم که برنامه من باید تغییر کند. حالا که باید برنامه را بروز کنم جدا از سختی  این کار، مجبورم کارفرما و ناظر را راضی کنم که برنامه نیاز به تغییراتی هر چند جزئی دارد. اگر هم خودم را راضی کنم که برنامه را تغییر ندهم باید تا آخر پروژه دو چماغ را بر بالای سر تحمل کنم. یکی اینکه از برنامه عقب هستم و دیگر اینکه سواد برنامه ریزی نداشتم  و در این مورد بی دقت بودم و برای تکلیف رد کنی برنامه را تحویل دادم و باید بیشتر برای آن وقت صرف می کردم.

من از تمام دوستانی که این توانایی را دارند که  در ابتدای پروژه، پروژه را تمام و کمال برنامه ریزی می کنند، خواهش می کنم تا رمز موفقیت خود را به من هم اعلام کنند! به شدت به این موضوع نیازمندم.


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *