از ابتدا برای این دوره قصد برگزاری آزمون نداشتم. برنامه این بود که پس از پایان دوره و در حین اجرای پروژه‌ ها مدیران پروژه را به طور عملی با مفاهیم مطرح شده در کلاس درگیر کنم. اما به دلیل مشغله کاری آخر سال و تعطیلات به ذهنم رسید که ممکن است این دوستان وقت نکرده باشند مطالب دوره را مرور کنند و احتمالا در تعطیلات هم ترجیح می دهند به جای سرو کله زدند با فرایندهای مدیریت پروژه به کارهای واجب تر برسند! بنابراین در انتهای آخرین جلسه دوره در سال ۸۹ اعلام کردم که از مباحث مطرح شده تا اینجا که شامل فرایندهای آغاز پروژه و برنامه ریزی پروژه است، امتحان برگزار می‌ کنم. قرار هم کردم که امتحان شامل دو بخش باشد، بخش اول یک ساعت برای پاسخگویی به یک سری سئوالات مفهومی و بخش دوم شامل انجام برنامه ریزی برای پروژه‌ های واقعی که در حال حاضر در دست مدیران پروژه است.

خلاصه پس دو هفته اصرار دوستان برای لغو امتحان و یا برگزاری آن پس از تعطیلات و انکار من، این امتحان برگزار شد. اما در طی این دو هفته یک جلسه مرور برگزار کردم که تمام مباحث مهم ۶ جلسه گذشته را طی ۴ ساعت مرور کردم. اما ظلمی که در حق دوستان روا داشتم این بود که روز برگزاری امتحان شد فردای شبی که دوستان در جشن آخر سال شرکت، حضور داشتند. بماند که در جشن اینجانب را حسابی مورد لطف قرار دادند 😉

خلاصه امتحان شروع شد. امتحانی که استفاده از هر نوع منبعی در آن آزاد بود، حتی خود استاد! بخش اول رو که دوستان با کمک جزوات و همکارانشون به اتمام رساندند. البته بودند افرادی هم که نیازی به این موارد هم نداشتند.  به نحوی سئوالها را طرح کرده بودم که اگر کسی قصد داشت با استفاده از جزوه، سوالات را پاسخ دهد، نا خودآگاه تمام جزوه را دست کم با چشم یک دور مرور می‌کرد. بدین تریتب شاید برای بخش دوم آماده می شد. بماند که دوستی شروع کرد به مشاهده فیلم کلاسها برای پاسخگویی به یک سئوال!

اما قسمت اصلی که برنامه ریزی برای یک پروژه واقعی بود!  بعضی از دوستان برای اولین بار قرارداد را بادقت مطالعه کردند به طوری که بتوانند محدودیت‌های قراردادی را مشخص کنند. در طول امتحان در مورد اینکه چه چیزی محدودیت است و چه چیزی ریسک تبادل نظر شد. سپس نوبت به تحلیل ذینفعان پروژه رسید، کی چه قدر در پروژه قدرت دارد، چه میزان علاقه دارد و برای همراه ساختن آن باید چه استراتژی اتخاذ کرد.

نوبت رسید به قسمت مورد علاقع من. دوستان شروع کردند به شناسایی و تحلیل ریسک. من در خلال امتحان در مورد نکاتی که از من پرسیده می شد، صحبت می کردم. حسابی تحلیل ریسک، اولویت بندی، استراتژی برخورد و نحوه پاسخگویی به ریسک مرور شد و دوستان هم اینکار را به طور عملی تجربه کردند. یکی هم از اختیارات کلاس استفاده کرد و از اینترنت هم بهره برد برای مدیریت ریسک! بعضی از دوستان هم ترجیح دادند که ادامه امتحان را پشت کامپیوتر خود ادامه دهند. که من مجبور شدم برای راهنمایی آنها بین اتاق‌ها رفت و آمد کنم

حالا برنامه ریزی ارتباطات! کی چه اطلاعاتی رو با چه فرمتی در چه تواتر زمانی، از کی تا کی لازم دارد و چه کسی مسئول آن می باشد؟ دوستان شاید برای اولین بار شروع کردند به تحلیل نیازهای اطلاعاتی ذینفعان پروژه و برنامه ارتباطی مفصلی برای پروژه‌های تهیه شد که کاملا آماده بود برای اجرای واقعی!

خلاصه دوستانزمان و هزینه قسمتی از پروژه که به صورت کاملا تصادفی! انتخاب شده بود را  تخمین  زدند. در مورد اینکه چگونه این کار بهتر است انجام شود صحبت شد و در مورد اینکه اگر اینکار با توجه به نوع پروژه های دوستان، یک بار انجام شود قابلیت استفاده مجدد به صورت استاندارد دارند. فکر می‌ کنم اگر اینکار را برای کل پروژه انجام دهند، بعد از ۳، ۴ تا پروژه، مدیریت زمان و هزینه پروژه هاشون متحول می‌شود.

در آخر هم وقتی ادامه امتحان به انرژی‌ زا نیاز داشت، شروع کردند، از بین ۴ طرح مدیریت زمان، ریسک، هزینه و نیازمندیها ۲ تا را انتخات و تهیه کردند. چون به نوعی این کار طی یک فضای کار تیمی رخ داد، کاملا نتایج مثبتی در پی داشت!

خلاصه اینکه دوستان با تمام وجود در امتحان شرکت کردند! به نظر من هم از نطر آموزشی و هم از نظر تجربی این جلسه از تمام جلسات آموزش موثرتر بود


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

بزودی از طریق این بلاگ الگوی مستندات مختلف مدیریت پروژه، همراه با راهنما و نمونه های تکمیل شده ارائه می گردد. اخبار تکمیلی بزودی به اطلاع می رسد.

4 دیدگاه در جلسه امتحان پربارتر از جلسات آموزش
  1. معلومه خيلي سخت بوده امتحان ولي! :دي

  2. من هم به نوبه خودم سپاسگذاری می‌کنم

  3. @علیرضا
    قربان لطف دارید شما 🙂


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *