وقتی یک پروژه آغاز می شود، معمولا یکی از مباحث مطروحه پیرامون هزینه های پروژه این است که کی هزینه پروژه به دست تیم اجرایی پروژه می رسد. بعضی ها دوست دارند که در همان ابتدای پروژه تکلیفشان با هزینه های پروژه مشخص باشد و پول پروژه کنار گذاشته شود. اما معمولا این اتفاق نمی افتد و اصولا هم منطقی نیست که یک سازمان هزینه  تخمینی یک پروژه را از ابتدای پروژه برای آن پروژه تهیه و کنار بگذارد. به زبانی ساده پول سازمان که می توانست در جای دیگر هزینه شود، به دلیل اصرار تیم اجرایی پروژه بلوکه شود. بعضی وقتها هم سازمانها در ابتدای پروژه وامهایی تهیه می کنند که با یک چهارم آن می توانند پروژه را شروع کنند.

خیلی وقت ها هم  مسئله برعکس می شود! بارها شده است که پروژه هایی به دلیل عدم ورود نقدینگی در زمان مناسب به آنها نتوانستند از پس هزینه های برآیند و پروژه متوقف شده است. در شرایطی هم به طور کامل شکست خورده و رها شده اند. شاید اگر تیم اجرایی پروژه می دانست که چه زمان چه میزان پول نیاز دارد و می توانست پیش بینی کند که این مقدار پول در آن زمان به پروژه نمی رسد، پروژه را آغاز نمی کرد که حالا هم پول سازمان رفته باشد، هم اعتبارش!

به هر حال فکر می کنم شما هم موافقید که پاسخ صحیح به این پرسش ساده که کی چقدر پول نیاز داریم، بسیار با اهمیت است. از تمام دوستان خواهش می کنم تجربه های خود را برای چگونگی پاسخ به این پرسش از طریق این بلاگ بیان کنند!

پی نوشت: این اولین مطلب این بلاگ با رویکرد تبادل تجربه و اطلاعات است. امیدوارم استقبال خوبی ازش بشود و مفید واقع شود!


در توییتر و فیس بوک من را دنبال کنید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

بزودی از طریق این بلاگ الگوی مستندات مختلف مدیریت پروژه، همراه با راهنما و نمونه های تکمیل شده ارائه می گردد. اخبار تکمیلی بزودی به اطلاع می رسد.

2 دیدگاه در تبادل تجربه – کی چقدر پول نیاز داریم؟
  1. البته در قراردادها معمولن نحوه پرداخت مالی کارفرما به پیمانکار مشخص می شود. مثلن در قراردادهای عمرانی بعد از پیشرفت مشخصی از تجهیز کارگاه پیش پرداخت، پرداخت میشه و بعد از آغاز کار صورت وضعیت موقت ماهانه داده میشه و کارفرما هر ماه پیمانکار رو از طریق صورت وضعیت شارژ می کنه.

    این روش چند تا عیب داره که مهم ترین عیب اون به دلیل وابسته بودن میزان پرداخت به میزان کار انجام شده است. ممکنه به هزار و یک دلیل پیمانکار در چندین دوره متوالی نتونه پیشرفت زیادی در کار داشته باشه و صورت وضعیتش کفاف خرج های غیرمستقیم پروژه رو نده. در این حالت بحران نقدینگی ایجاد میشه و باعث میشه توان پیمانکار کاهش پیدا کنه و کار کم تری انجام بده و همین طور این چرخه تکرار میشه تا در آخر پیمانکار خلع ید بشه.البته تو قراردادهایی که پرداخت بر اساس درصد پیرشرفت فیزیکی انجام میشه ما سعی می کنیم با افزایش اوزان فیزیکی فعالیت های ابتدایی به خصوص تجهیز کارگاه از بروز مشکل نقدینگی جلوگیری کنیم)

    البته نباید فراموش شود که پیمانکار حتمن باید بنیه مالی هم داشته باشه. یعنی سوا از پولی که قراره از کارفرما بگیره خودش هم نقدینگی داشته باشه تا بتونه در مواقع بحران کار رو پیش ببره. گزاره رایج بین کارفرماهای ایرانی خطاب به پیمانکارها اینه که: ما با شما قرارداد بستیم که از بنیه مالی و توان تجهیزات و نیروی انسانی شما استفاده کنیم وگرنه خودمون که چلاق نبودیم!

    اما در مورد پیش بینی هزینه پروژه هم بهترین روش ترسیم cash flow هزینه و درآمدی پروژه است. اگه یک برنامه زمان بندی دقیق و با در نظر گرفتن منابع (نیروی انسانی، تجهیزات و ماشین آلات) در اختیار داشته باشیم خیلی راحت می تونیم جریان نقدی پروژه رو پیش بینی کنیم و در خصوص بازه های زمانی شارژ نقدینیگی تصمیم بگیریم.

    هر چند همه اینها که گفتم مربوط به پروژه های عمرانی بود و من زیاد در امور it و… وارد نیستم.

  2. @احمد شریفی
    اولا که ممنون وقت گذاشتی! کم کم داشتم ناامید می شدم کسی در این تبادل تجربه شرکت کند. احمد جان بیشتر تمرکز این بحث بود که بفهمیم پروژه کی به پول نیاز دارد فارغ از اینکه کارفرما کی پول میده یا شرکت پول را کی می تونه فراهم کنه. البته در پاراگراف آخر اشاره کردی که روش پیش نهادیت چیه. فقط جهت تکرار عرض می کنم. بر اساس برنامه زمانبندی و با در نظر گرفتن منابع می شود فهمیت که هزینه لازم در هر دوره زمانی چقدر است. IT و غیر IT ندارد. روش تعیین هزینه مورد نیاز در هر دوره زمانی پروژه یکسان است. (البته نظر من این است). اجازه بده ببینم کس دیگر هم نطری می دهد یا نه، آخر این هفته در مورد روش پیشنهادی خودم که بر اساس پاراگراف آخر شماست مطلبی می نویسم


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *