پس از اینکه شما مشکلات یک فرایند کاری را درسازمان خود کشف کردید و توانستید این مشکل را به روش مناسبی بیان کنید، پیش از آنکه اقدامی برای کاهش مشکلات و افزایش کیفیت فرایندهای سازمانی داشته باشید. باید اهدف پروژه را نیز به طور مناسب تعریف کنید. خب این به طور مناسب یعنی چه؟ فرض کنید سرپرست یک تیم بهبود کیفیت در یک سازمان فناوری اطلاعات هدف خود را اینگونه بیان می کنید: “ما می خواهیم محصولات ما از نظر کیفیت عالی باشد“. به نظر شما این هدف، هدف مناسبی است؟  پس از تبادل نظر و تغییرات  بر مبنای راهنمای ۶ سیگما هدف دوباره تعریف می شود اما این دفعه به این صورت:

ما قصد داریم باگهای نسخه های بتا را  در سه ماه به میزان ۵۰ درصد کاهش دهیم

کدام تعریف مناسب است؟ حال در ادامه بررسی می کنیم که چگونه راهنمایی ۶ سیگما این تغییر را در هدف بوجود آورد.

۶ سیگما می گوید که اهداف پروژه باید SMART باشد. هر حرف از کلمه SMART نشان دهنده یک ویژگی است که باید هدف شما داشته باشد.

S: Specific. نخست هدف باید مشخص باشد. در تعریف جدید کاملا هدف در راستای خواسته تیم بوده و به طور مشخص روی کاهش باگها تمرکز دارد. اگر به تعریف اول دلخوش می کردیم این احتمال وجود دارد که یکی کیفیت را در کاهش باگ، یکی در سرعت بالای کد نوشتن، یکی در کاهش تغییرات و … ببیند.

M: Measurable. هدف باید قابل اندازه گیری باشد. اگر اینگونه باشد تیم می داند که کی به اهداف خود رسیده است و گرنه شاید مجبور باشد تا ابد پروژه را ادامه دهد. بیان کاهش ۵۰ درصد در سه ماه هدف شما را قابل اندازه گیری می کند. چون تیم می داند که چه میزان باگ را حذف کند، پروژه تمام است.

A: Agree upon. هدف باید مورد توافق همه ذینفعان فرایند باشد. برای اینکه در پروژه های بهبود فرایند بتوانید روی کمک همه ذینفعان حساب کنید باید هدف را به گونه ای انتخاب کنید که مورد توافق آنها باشد.

R: Realistic. هدف باید واقع بینانه باشد. هدف نباید خیلی بزرگ باشد که غیر قابل دسترسی گردد. مانند کاهش ۱۰۰ درصد باگ در مدت ۱ ماه و نباید خیلی کوچک باشد که تعریف هدف برای آن برازنده نباشد. مانند کاهش ۵۰ درصد خطاها در ۲ سال.

T: Time frame. هدف باید دارای یک بازه زمانی باشد. این بازه زمانی هم باید قابل واقع بینانه باشد.

خب نظرتون در مورد این روش تعریف هدف چیست؟ من که فکر می کنم این تعریف هدف ها را هدف تر می کند.

1 پاسخ به اهداف هوشمند
  1. این شکل تعریف هدف البته فقط در ۶سیگما مطرح نمی شه و چه در زمینه تعریف اهداف شرکتی و شخصی این مدل پیشنهاد می شه. اما من عقیده دارم که هدف چیزی فراتر از این قانون هست. مشخصا هدف در هر سطحی موضوعی است که افراد به آن اعتقاد قلبی دارند. و وقتی این شرط وجود داشته باشه شرایط بالا ناخودآگاه در هدف شکل خواهد گرفت. هدفی که اول قوانین تعریفش کنند به نظر من توسط صاحب هدف درک نشده.


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *