سر کوچه‌ ما، یک میوه فروشی هست که حدود ۷، ۸ تا کارگر درش مشغول کار هستند. در طول زمان کارگرهای متعددی در این میوه فروشی مشغول کار بودند اما یکی از آنها سابقه حضورش به اندازه قدمت فروشگاه است. اگر چند بار گذرتان به این میوه فروشی بیفتد دلیل ماندگاری این کارگر را می‌توانید حدس بزنید. قبل از اینکه دلایلش را مرور کنیم تاکید کنم که این بنده خدا نه پسر خاله‌ی صاحب کار است نه برادرش و نه هیچ کس دیگرش. صاحب کار تاکید داشت که درست است همیشه سعی می‌کند با پاداشهای مادی و غیر مادی انگیزه این کارگر را بالا نگه دارد اما حتی در زمان شروع کار، زمان اوج کار، زمان مشکلات اقتصادی فروشگاه، زمانی که حقوقشان ۲ ماه عقب افتاده بود این بنده خدا  با بیشترین تلاش و کیفیت کار می‌کرد.
حالا مرور کنیم که این کارمند نمونه چگونه به کار و شغلش نگاه می‌کرد

  1. تلاش برای سودآوری فروشگاه، هیجانی که کارگر مورد بحث برای فروش میوه دارد، فکر کنم از صاحب مغازه بیشتر است.
  2. جلب رضایت مشتری، از سلام و علیک اولیه بگیر تا قائل شدن حق انتخاب برای مشتری. از کمک به مشتری برای جابجایی کیسه‌های میوه بگیر تا آرزوی سلامت و دیدار مجدد برای ایشان.
  3. کمک به همکاران، با اینکه هر کارگر کار و شرح وظایف مخصوص به خود دارد، این بنده خدا علاوه بر فروش هندوانه و خربزه، هر زمان که سرش خلوت می‌شود به جای استراحت به هر کدام از همکارانش که سرش شلوغ باشد کمک می‌کند.

کاملا واضح است که امنیت شغلی این کارگر افزایش می‌یابد. او به جای اینکه به این نگران حفظ شغل خود باشد، خود را مهره‌ای با ارزش تبدیل کرده است که کارفرما باید نگران حفظ او باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *